محمد ابراهيم سبزوارى
16
شرح گلشن راز ( فارسى )
سهم « خيام » ، « عطار نيشابورى » ، « سنايى غزنوى » ، « سعدى » و « شمس مغربى » نيز قابل توجه است . كتاب با بحث از احديت و واحديت آغاز شده ، و فيضبخشى حق مورد بحث قرار مىگيرد ، و سپس به مسئلهى فقر وجودى موجودات در مقايسه با ذات مطلق پرداخته مىشود . آنگاه به مناسبت بحث از فقرهى دعا ، از اسماء و صفات حق و نسبت عبد با آن سخن بهميان مىآيد . به اشعار شاعران و عارفان عرب زبان نيز استناد شده ، و اشعارى از « منصور حلاج » و « ابن فارض » نقل و بررسى شده است . در صفحه هفتاد و يك كتاب از استاد خويش مرحوم حاجى « ملا هادى سبزوارى » چنين ياد مىكند : « مرحوم صدر المتألهين و هادى المضلين » كه نشان مىدهد حاجى سبزوارى در آن تاريخ از دنيا رحلت كرده بود . ملا محمد ابراهيم سبزوارى فيلسوفى نوآور و مبدع نيست ، اما بىشك او و آثارش در كنار برخى ديگر از بزرگان حكمت در آن عهد ، در آموختن فلسفه به زبان فارسى نقش مهمى داشتهاند . اصولا تمامى بزرگانى كه آثارى عرفانى و فلسفى به زبان فارسى به رشتهى تحرير درآوردهاند به يك معنا بر غناى فلسفى و عرفانى زبان فارسى افزودهاند ، و بدينسان زبان فارسى و ايرانيان را وامدار خويش كردهاند . سبزوارى نثر شاعرانه را در آثار خويش به كار نگرفته است ، اگر چند استناداتش به آثار شاعران بسيار است . نثر او ساده و بىتكلف است ، اگر چه در بسيارى از اوقات ، خالى از ظرافت و لطافت نيز نيست . گرايش شديد او به فلسفه و عرفان نظرى ، قدرى سختى و زمختى در نوشتههايش پديد آورده است . البته اين امر به دليل ماهيت بحثهاى فلسفى است ، ولى نقل ادعيه و احاديث و اشعار بزرگان اين نقيصه را تا حد زيادى جبران مىكند . در صفحهى نود و پنج متن نيز از استادش سبزوارى سخن بهميان آورده و از او چنين ياد مىكند : « اشرف المحققين و هادى المضلين حاجى